چند نکته

تو این چندروزه به چندتا چیز فکر کردم و بیشتر از اون لمسشون کردم:

١- حداقل فایده‌ی دوست داشتن دیگران اینه که شادی‌شون شادت میکنه و غمشون باعث میشه غم خودتو فراموش کنی.

٢- توحید یعنی قبول ناتوانی انسان  و پذیرش قدرت نیرویی ماورای بشری.

٣- فیلمی دیدم که اسمشو نمیدونم در مورد ٢روایت از زندگی یک آدم با ١دقیقه دیر یا زود رسیدن به مترو. ١دقیقه دیر یا زود میتونه فاصله‌ی مردن و زنده موندن باشه. ١ دقیقه جابجا شدن وقایع میتونه عمرت کوتاه یا بلند کنه. حالا فکر کن به اندازه‌ی تمام ١دقیقه‌های زندگیت که جابجا بشن روایت متفاوت از زندگیت وجود داره. به وسعت تمام تصمیمهای کوچک و بزرگ زندگیت. که فقط یکی از این همه روایت به واقعیت میپیونده. ی جاهایی‌اش دست تو نیست و تو نمیتونی براش کاری بکنی. اگه به شانس معتقد باشی میذاریش به حساب تصادف و اگه به خدا ایمان داشته باشی میذاری به حساب حکمتش. اگه قبول کنی که اون نیروی ماورایی وجود داره و بهش اعتماد کنی میتونی قبول کنی که این روایت از رندگیت که داره رو پرده میره بهترین روایت ممکنه اگه توام به بهترین شکل نقشتو بازی کنی. و اتفاقاتی که نمیتونی براشون کاری کنی جوری پیش میرن که بهترین روایتو برات رقم بزنن. خیلی دلم میخواد تمام روایتهای دیگه‌ی زندگیمو ببینم!

۴- هنوز آمادگی کافی ندارم که همه‌ی دلبستگی‌هامو بذارمو برم شاید بعدها آمادگیشو داشتم!

۵- دستم بر اثر برخورد با میله به شدت درد میکنه و کبوده!

۶- امسال زیادی زود گذشته فقط چون من زیادی نسیه زندگی کردم!

٧-  چند وقته به ی موضوع دیگم فکر میکنم. اگه آدمهای دوروبرم بدونن وقت زیادی برای زنده موندن ندارم چه حرفایی بهم میزنن؟ چه عیبهایی رو بهم گوشزد میکنن؟ چه تحسیتهایی میکنن؟ یا چه رازهایی رو برام فاش میکنن؟برای شنیدن اینا حریصم!

/ 13 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سارا

اسم فیلم هم یدیشب کلی فکر کردم یادم اومد sliding doors

غزال

البته بهای این هزینه‌ام اینه که ی نفر 5 6 ساعت به غرای تو گوش داده باشه! خواهش میکنم سارا جان! بابت اسم فیلم هم ممنون! همین بود! روشنک خانوم شمام جزئ دوروبریها هستین گرچه خیلی دورین! بهار!قصد غمگین کردنتو نداشتم! ولی مطمئنی اون چیزایی که از دست رفتن داشتنشون بهتر از نداشتنشون بوده؟

لیلا

ها ما این فیلمه رو با کلی مرارت به صورت آنلاین دیدیم! البته دروغ چرا- من همه شو ندیدم- نانا دید! خوب بود گویا:) :دی 1 که قبوله با کمی مزایای دیگه. 2 که نظری ندارم. 3 رو که گفتم- 4 چرا پس؟ :( 5. بده بوس کنم. 6 حوصله ندارم دیگه. [ماچ][بغل]

بهار

نه مطمئن نیستم و خوب همین عدم اطمینان هم یه جورایی غمگین کننده ست.

سجاد

0. سلام. بهتری؟ 1. خیلی بیشتر از اینا از دوستا گیر آدم میاد... ولی گاهی هم چیزی دستت رو نمی گیره! 2. فکر کنم همینه که میگی! شاید وسیعتر 3. اگه فیلم رو داری بده منم ببینم... خیلی وقته که در موردش شنیدم ولی نتونستم ببینمش 4. بعید می دونم بتونی بعدا دلبستگی هات رو کنار بذاری... هر روز دلبستگی های ما آدما بیشتر می شه! 5. آخیییی! [لبخند] 6. ! 7. یه حرفایی هست خواستی بهت می گم. البته نمی دونم برات جالب خواهد بود یا نه!

غزال

ممنون لیلا ولی احتمالاَ ببینی دستمو نمیخوای بوسش کنی![نیشخند] به هر حال توصیه میکنم فیلمو ببینی! فیلمو ندارم سجاد ولی دوست دارم حرفاتو بشنوم!و بهترم کلی مرسی! بهار جان تو روایت دیگه‌ى زندگیتو ندیدی که بتونی مطمئن باشی که خوب بوده یا بد. ضمناَ بهتره حالا دیگه به 1دقیقه‌هایی که میان فکر کنی و تلاش کنی نقشتو خوب بازی کنی بقیه‌اش دیگه دست تو نیست!

سجاد

هر وقت خواستی برای گفتن حرفهام در خدمتم [لبخند] نمی خوای که همه چیز رو تو جمع بریزم رو داریه؟! [چشمک] پی نوشت: داریه همون دایره س تو زبان لاتی!!! [نیشخند]

بهار

دارم همین کارو میکنم.اینها از جمله ی اقکاریه که ازین به بعد فقط در حد فکر باقی میمونند و البته دیگه در جهتش حرکت نمیکنم.ممنون

غزال

خواهش میشه من ثانی!( البته اگه هنوز عنوانمو ازم نگرفتی[نیشخند]) نه اصلاَ نمیخوام بریزی رو داریه سجاد! حتماَ جدا برام بگو!

آناهیتا

وای چقدر دلم برات تنگ شده... فکر می کردم چند وقته که لطافت صورت تو رو حس نکردم!!!