زندگی و مرگ

دچار وسواس چگونه زندگي کردن و چگونه مردن شدم..به نظر ميرسه چگونه مردن آدمها به چگونه زندگي کردنشون بستگي داره..اشتباهات زندگيم جلوي چشمام رژه ميرن.. به گذشته فکر ميکنم نه به حالت حسرت که به حالت عبرت.. ميدونم فرصتي براي تکرارشون ندارم..

هر خبر مرگ، هر صحنه‌ي مرگ اين وسواس رو تشديد مي کنه..از بيشترين چيزي که ميترسم اينه که موقع مرگ حس کنم همه‌ي عمرم رو به باد دادم..از اينکه لحظه‌ي مرگم هيچ نقطه‌ي روشني تو زندگيم پيدا نکنم..

يک سال و اندي پيش مطلبي راجع به يک فيلم نوشته بودم..فيلمي که من رو به اين فکر انداخته بود که اگر نبودم دنيا چگونه بود..اين حس اين روزها باز مهمون منه..چگونه زندگي کردم؟نبودنم زندگي ديگران را بهتر ميکرد يا بدتر؟بودنم چه فايده‌اي داره که نبودنم نداره؟

اگر حسين لب تشنه به ديدار خدا رفت،روحش سيراب بود.نميخوام با روح تشنه به اين ملاقات برم..

پ ن : از رفتن به مجلس عزاداري خوشم نمياد.. از تلاش مذبوحانه براي آرام کردن آدمها وقتي مطمئني آرام نمي شوند.وقتي مطمئني بود يا نبود تو تأثيري در آرامششان ندارد..تنها به حکم احترام يا وظيفه.. تنها براي همدردي..بي‌آنکه تو را همدرد بدانند..بي‌آنکه بداني درد آنها از چه جنسي است..حتي اگر درد آنها را چشيده باشي درد از دست دادن عزيز در دهان هر کس طعم خاص خودشو داره که تو از آن بيخبري..هرکس به نوعي بغض خود را مي شکند..

يک حضور و بعد فراموشي..شلوغي و بعد تنهايي..

چه مي شود کرد حتي اگر حس کني حضور تو نشانه ي احترام به ديگري است يا ممکنه حتي براي يک لحظه آرومش کني، بايد بري..نه به حکم وظيفه يا دلسوزي، به حکم اينکه روزي تو محتاج همدردي و آرامش خواهي بود..

/ 21 نظر / 3 بازدید
نمایش نظرات قبلی
احمد

به ميلاد: من هم دل خوشي از ياهومسنجر ندارم. خيلي گير و گور داره. همين كامنت دوني از همه جا بهتره. براي اينكه از صاحبخونه هم نامي برده باشيم: خدا بيامرزدش كه اين كامنت دوني رو براي ما درست كرد!

احمد

آقا من كه گفتم كليد اينجا رو بگيريم... حداقل مي تونستيم براي صاحبخونه هم مفيد باشيم. حالا يكي بره صاحبخونه رو صدا كنه بياد، كامنت اون ديوونه رو پاك كنه... آبروي صاحب وبلاگ كه هيچ، آبروي ما رو هم برده...

میلاد

آقاااااااااا! این چه وضعیه!!! نمی دونم چرا هر کس ُ و نا کسی میاد این جا! اصلا انگار نه انگار این جا صاحاب داره!!! احو چاکریم!!! gaim و امتحان کن!

سارا

اواااااااااااااااااا

ليلا

اوا! برين رو تو نو کم کنين ديگه! غزال جون عزيزم اگه يه وخ احساس کردی کسی قصد سوء استفاده از کامنت دونی تو داره يه اشاره کن تا... ببخشيد بحث جديه نمی تونم الان در مورد نوشته ت نظر بدم!

شاهين

خدا صبرت بده خانم صابری به هرحال بچه ها باحالن دیگه

احمد

در راستاي استفاده ي حداكثري از اين كامنت دوني، به اطلاع همه اعضاي اين چت روم مي رسونم كه من آپ كردم، يعني گودزيلا برگشت!

غزال

واقعاْ خدا بهم صبر بده! اينجا هنوز صاحب داره اونم پر قدرت دوستان فکر سوء استفاده به سرشون نزنه!لبته لیلا جان در نبود من می‌تونی اقدام کنی!بالاخره سرم شلوغه! سرقفلی اينجام به هيچ عنوان واگذار نميشه! کامنت اون آقام اينجا می‌مونه تا آقايون با ديدن همجنساشون زياد به خودشون غره نشن!

غزال

راستی دوستان هيچ اجباری برای نظر دادن نيست! اگر نظری ندارين می‌تونين سکوت کنين! احوال پرسی از دوستانتونم می‌تونه تو حريم ديگران نباشه! اين حريم خصوصی منه دوست دارم با ادمهايی که درکش می‌کنن شريک بشم.اگه درکش نمی‌کنين واردش نشين لطفاْ!دوست دارم تو کانتدونیم نظر آدمها رو راجع به نوشته‌هام و افکارم بدونم نه این که چت دیگران باهم دیگرو بشنوم! !