تا حالا شده روي خط عابر پياده که ميري به ي ماشين که با سرعت رد ميشه  تو دلت چنتا فحش آبدار بدي ؟!و تا حالا شده پاتو رو پدال گاز فشار بدي و به عابرا توجهي نکني وفکي کني حق با توئه؟!شده حال نداشته باشي از پل عابر بري بالا و يهو بپري از وسط خيابون رد شي و به ماشيني که رد ميشه بد و بيراه بگي؟!يا وقتي با سرعت تو اتوبان ميري ي عابر بپره جلوتو از ترس قالب تهي کني؟!تو هر کدوم اين وضعيتا که بوده باشي احتمالاً فکر کردي حق با توئه و طرف مقابلتو دست کم به چندتا بدوبيراه تو دلت يا بلند مهمون کردي!

 گاهي حق با عابره گاهي حق با سواره،فقط کافيه وقتي پاتو داري روي گاز فشار ميدي ي لحظه خودتو پياده حس کني و وقتي با سرعت ميدوي جلوي ي ماشين خودت سواره..!اونوقت هيچوقت با سرعت از روي خطکشي عابر رد نميشي يا بيهوا از وسط خيابون جلوي ي ماشين نمي پري!واينطوري همه راحترن!

ما مهر نمي ورزيم ولي انتظار داريم بهمون مهر بورزن، نمي بخشيم ولي انتظار داريم بخشيده بشيم، ضعفهاي ديگران رو مي بينيم ولي انتظار داريم اونها ضعفهاي مارو نبينن،اشتباه مي کنيم ولي انتظار داريم بقيه اشتباه نکنن و .....! چرا وقتي بقيه کاستي هاي ما رو تحمل مي کنن ما کمبودهاي اونهارو تاب نمياريم؟! چرا وقتي بقيه دلمون مي شکنن انتظار داريم از دلمون دربيارن ولي خودمون اگه دل کسيو بشکنيم به روي مبارکمون هم نمياريم؟!چرا وقتي دوست نداريم مورد قضاوت قرار بگيريم راحت قضاوت مي کنيم؟!

ساده است، اگه ي لحظه از خودت بيرون بياي و از بيرون کار خودتو نگاه کني مي فهمي..مي فهمي که گاهي زيادي خودخواهي..تو هر شرايطي که هستي کافيه گاهي جاتو با بقيه عوض کني..اونوقت مي‌بيني که خيلي جاها حق با تو نيست.. مي‌بيني که از بيرون گود راحت ميشه گفت درست و غلط چيه ولي وقتي تو گود باشي نه..اونوقت ميفهمي که اگه تو تو شرايط بعضي ادمها بودي خيلي بيشتر از اونها ضعف نشون مي دادي مهم نيست الان چقدر شعار ميدي..اينجوري مي توني به ادمهاي کنارت کمک کني تا بهتر وضعيتشونو درک کنن و بهتر با مسايلشون روبه رو بشن و حلش کنن.شايد تنها چيزي که احتياج دارن درک تو از شرايط اونها باشه حتي اگه کاري از دستت بر نياد..و يادت نره کمک به بقيه به تو، هم کمک خواهد کرد.. با کمک به بقيه تو، هم رشد مي کني..اگه دوست داري بقيه درکت کنن کافيه تو هم اونارو درک کني.. حالا سعي کن افسردگي مادربزرگ، از خونه فرار کردنهاي خاله،خستگي هاي مادر، نگراني هاي پدر،سربه هوايي هاي خواهر کوچولو، اشتباهات دوستات و بيحوصلگي ها و مشکلات و موقعيتهاي آدمهاي دوروبرتو درک کني و اگه مي توني باري از دوششون بر داري ، مطمئن باش ي زماني جايي کسي که انتطار نداري باري رو از دوشت بر خواهد داشت... اگه کسي کاري کرد که ناراحت شدي، ببخش..و به ياد داشته باش همه ي ما محتاج بخششيم  و شايد اين بخشش بهانه اي باشه واسه بخشيده شدن ما.. و سعي نکن قضاوت کني  شايد روزي از قضاوتت بگذرن..

-------------------------------------------------------------------

پ ن  نه چندان بيربط: همه به وضعيتشون معترضن و اين جداً خنده ناکه! بازم کافيه خوتو جاي بقيه بذاري ببيني چقدر حق داري براي وضعيتت غر بزني؟!شايد آدمهايي باشن که براي داشتن يکي از داشته هاي تو بي خواب باشن!

پ ن کمي تا قسمتي بيربط:ميشه اين حس خودبزرگ بيني دروني اينروزهامو جدي نگيري؟!باور کن ميدونم خوب نيست لازم نيست بهم نشون بدي!!

پ ن کاملاً بيربط:تا کنکور چيز زيادي نمونده ، من اصلاً احساس آمادگي نمي کنم ولي اعتماد به نفسم به شدت بالاست!(شايد کاذب باشه!!)  

/ 9 نظر / 4 بازدید
احمد

سلام. من هم پارسال اعتماد به نفسم شديداً زياد بود، احساس آمادگي از اون هم بالاتر. بعد از جلسه كنكور هم فكر مي كردم كار تمومه و حتماً قبول مي شم. راستي دوست عزيز! بلاگت رو خوندم، قشنگ بود. لينكت رو هم گذاشتم.(از پارسال!) بيشتر با هم آشنا بشيم...

ايمان

اه؟ جداً چيزی به کنکور نمونده؟!

غزال

حس کردم زیاد نمونده ولی میگن زياد مونده!! اصلاْ نمی‌خوام بات آشنا شم اين اميدواری دادنت! رفتي آلمان روحيه‌ات خشن شده‌ها!

سعيد

سلام. اعتماد به توی (به جای اعتماد به نفس ) خيلی بالاست. من مطمئنم قبول ميشی.

سعيد

منظورم اعتماد به توی من بود!!

غزال

تو هميشه اعتمادت به من زياد بوده! و هميشه بهم اميدواری و دلگرمی دادی!!

شاهين

خانم شما که ليسانس داری پژو داری خونه داری مانتوی ِ چارخونه داری ! پس چرا فونت خوب واسه وبلاگت نداری ؟

احمد

والا فونتش كه بد نيست. اما امان از اين مردها، به مانتوي آدم هم كار دارن. ايششش... راستي رنگ پژو هم چارخونه است؟ مگه تو ايران پژو هم داريم؟ چقدر پيشرفت كرده ايران تو اين سال ها! من مي گم ديگه به جفنگ افتاديم. زودتر آپ كن.

سعيد

يه سر به وبلاگ من بزن. داستانی که ميگفتم روی سايت گذاشتم.